dramatics
UKdrəmætiks
معنی فارسی
فن شبيه سازي تصنيف داستانهاي نمايشي
معنی کامل و مثالها
/drǝ mat´iks/n.pl.
● (معمولا با فعل مفرد) نمایشپردازی (هنر به صحنهآوری و ایفای نقش در نمایشنامه)، فن نمایش
● به صحنهآوری و بازی در نمایش توسط اشخاص غیرحرفهای
● تب و تاب، فعالیت و هیجان، شوروشر
I was hoping she would say goodbye and go without any dramatics
امیدوار بودم بدون الم شنگه خداحافظی بکند و برود.
تعریف انگلیسی
noun
- participation in theatrical productions as an extracurricular activity
- the art of writing and producing plays