دیکشنری فارسی

dramatics

UKdrəmætiks

معنی فارسی

فن شبيه سازي تصنيف داستانهاي نمايشي

معنی کامل و مثال‌ها

/drǝ mat´iks/n.pl.

● (معمولا با فعل مفرد) نمایش‌پردازی (هنر به صحنه‌آوری و ایفای نقش در نمایش‌نامه)، فن نمایش

● به صحنه‌آوری و بازی در نمایش توسط اشخاص غیرحرفه‌ای

● تب و تاب، فعالیت و هیجان، شوروشر

I was hoping she would say goodbye and go without any dramatics

امیدوار بودم بدون الم شنگه خداحافظی بکند و برود.

تعریف انگلیسی

noun
  1. participation in theatrical productions as an extracurricular activity
  2. the art of writing and producing plays

واژه‌های دیگر با معنی «فن شبيه سازي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن