dreggy
معنی فارسی
دردي دردالود غليظ
معنی کامل و مثالها
/dreg´ē/adj.
● لای مانند، رسوب مانند، پرتهنشین، پرلای
● گندیده و بدبو
مترادفها
adjective
Muddy, turpid, dirty, feculent, foul.
دردي دردالود غليظ
/dreg´ē/adj.
● لای مانند، رسوب مانند، پرتهنشین، پرلای
● گندیده و بدبو
adjective
Muddy, turpid, dirty, feculent, foul.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن