دیکشنری فارسی

drew

UKdruː USdru:

معنی فارسی

کشيد کشيده شد رفت امد بيرون کشيد دريافت کرد ناتمام گذاشت

معنی کامل و مثال‌ها

/drōō/vt., vi.

● زمان گذشته‌ی فعل: draw

تعریف انگلیسی

noun
  1. United States actor (born in Ireland); father of Georgiana Emma Barrymore (1827-1862)

واژه‌های دیگر با معنی «کشيد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن