dried fruits معنی فارسی ميوه خشک اجيل واژههای دیگر با معنی «ميوه خشک» evaporator ميوه خشک کن، سبزي خشک کن، تبخيرکننده dried fruit ميوه خشک کرده، خشکبار. achenocarp ميوه ء خشک ناشکوفا panettone کيک کشمش و ميوه ي خشک desiccator خشک کن :اسباب خشک کردن ميوه وشيروچيزهاي، ديگر tinct. = tincture، تنتور، محلول الکلي يا هيدروالکلي که از يک داروي barren نازا، لم يزرع، شوره زار hollowness نازا، لم يزرع، شوره زار