دیکشنری فارسی

drilled

UKdrild USdrıld

معنی فارسی

مته پرماه مشق تخم پاش شيار مشق دادن تعليم دادن کاشتن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. trained in a skill by repetitious practice “well-drilled in military procedures”

واژه‌های دیگر با معنی «مته»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن