دیکشنری فارسی

dross

UKdrɔs USdrɔs

معنی فارسی

تفاله پس مانده کف فلز داشخار

معنی کامل و مثال‌ها

/drôs, dräs/n.

● (فلزکاری - رویه‌ای که بعلت اکسیده شدن و یا بالا آمدن ناخالصی‌ها روی فلز مذاب تشکیل می‌شود) ریم، ریم فلزات، توپالریم، کف باره، کف فلز

● تفاله، کنجار، پس‌مانده، (هرچیز) بی‌ارزش، واخورده، ناژاوی، ناخالصی، نخالگی

each kilo of wheat has a quantity of dross

هر کیلو گندم مقداری ناژاوی (ناخالصی) دارد.

the best students used to go to medical school, leaving us the dross

بهترین شاگردان‌به مدرسه‌ی پزشکی می‌رفتند و نخاله‌ها برای ما می‌ماندند.

تعریف انگلیسی

noun
  1. worthless or dangerous material that should be removed “there were impurities in the water”
  2. the scum formed by oxidation at the surface of molten metals

مترادف‌ها

noun
1. Scum, recrement, scoria.
2. Refuse, waste matter.

واژه‌های دیگر با معنی «تفاله»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن