dubhe معنی فارسی دبه ، آلفا - دب اکبر واژههای دیگر با معنی «دبه» powder flask دبه باروت، باروت دان powder horn دبه باروت، باروت دان powder f. دبه باروت alpha-ursa majoris آلفا - دب اکبر، دبه gazump نقض عهد در فروش، دبه کردن، دبه درآوردن renege پيمان شکني کردن، پيمان شکستن، دبه کردن flasket سبدرخت شويان، سبدگازري، دبه کوچک