easeful
UKiːzfəl
معنی فارسی
راحت بيکار
معنی کامل و مثالها
/-fǝl/adj.
● آسایش بخش، راحت، آسودگر
راحت بيکار
/-fǝl/adj.
● آسایش بخش، راحت، آسودگر
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن