easefully UKiːzfuliː معنی فارسی براحتي به اسودگي واژههای دیگر با معنی «براحتي» cosily براحتي، بطور راحت، بطورگرم ونرم cozily براحتي، بطور راحت، گرم ونرم cozy براحتي، بطور راحت، گرم ونرم unix يک سيستم عاملي که براحتي قابل استفاده، است، يونيکس comfortably به اسودگي، براحتي، با اسايش خاطر conveniently بطور راحت، براحتي access panel پانل يا قابي که براي آسانترکردن تعميرات، و بازرسي براحتي برداشته و يا نصب ميشود peacefully با ارامش، به ارامي، ازروي صلح وصفا