easy of belief معنی فارسی زودباور واژههای دیگر با معنی «زودباور» trusting زودباور، ساده دل، خوشبين credulous زودباور، ساده لوح، ناشي از زودباوري gobemouche ادم زودباور، ساده لوح gudgeon ماهي ريزقنات، ادم زودباور، ساده لوح softy پسر ضعيف وزن نما، ادم ضعيف وسست عنصر.، زودباور flexible خم شو، پيچ خور، رام شو