دیکشنری فارسی

eatery

US'i:tərı

معنی فارسی

رستوران خوردنگاه

معنی کامل و مثال‌ها

/ēt´ǝr ē/n., pl.

● (عامیانه) رستوران، خوردنگاه

تعریف انگلیسی

noun
  1. a building where people go to eat

واژه‌های دیگر با معنی «رستوران»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن