eatinghouse معنی فارسی رستوران. واژههای دیگر با معنی «رستوران.» tea shop رستوران، نهارخوري، قهوه خانه . eatery رستوران، خوردنگاه restaurateur صاحب رستوران، مهمان خانه دار restauranteur صاحب رستوران، مهمانخانه دار. restr مخفف: رستوران beanery رستوران ارزان قيمت dining car واگن رستوران قطار. steakhouse رستوران ويژه ي استيک، استيک فروشي rathskeller رستوران و آبجو فروشي trattoria رستوران کوچک و ارزان