دیکشنری فارسی

egesta

معنی فارسی

مدفوع.

معنی کامل و مثال‌ها

/ē jes´tǝ/n.pl.

● (چیز دفع شده مثلا پیشاب و سرگین) واراند، وارانده، مواد دفع شده، مدفوع

واژه‌های دیگر با معنی «مدفوع.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن