egg-shell معنی فارسی پوست تخم مانندپوست تخم مرغ نازک واژههای دیگر با معنی «پوست تخم» eggshell پوست تخم مرغ، نازک، ترد. egg-tooth نوک جوجه ازتخم درنيامده که با ان پوست تخم، راشکسته بيرون ميايد end-bud -1 جسم تخم مرغي شکلي که در انتهاي رشته عضبي قرار، داشته ودر پوست، مخاط pod نيام، غلاف، پوست بروني tegmen پوشش طبيعي، پوست، پوسته داخلي تخم.