دیکشنری فارسی

ejaculatory

UKidʒækjuleitəriː

معنی فارسی

دافع منزل بيرون اندازنده (مني) وردمانند

معنی کامل و مثال‌ها

/ē jak´yōō lǝ tôr´ē,i-; -yǝ-/adj.

واپرانشی، انزالی

an ejaculatory duct

مجرای واپرانشی

(وابسته به گفته‌ی ناگهان و پر حرارت) فریادی، دادوبیدادی، اعتراضی، غریوی

واژه‌های دیگر با معنی «دافع»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن