ejectment
معنی فارسی
دفع ، طرد ،
دعواي استردادحق تصرف ملک ومطالبه خسارات
معنی کامل و مثالها
/ē jekt´mǝnt, i-/n.
● برون افکنی، برون ریزی، فوران، پرتابش
● بیرون کردن، اخراج
● (حقوق) دعوی استرداد، جلوگیری از تصرف عدوانی
دفع ، طرد ،
دعواي استردادحق تصرف ملک ومطالبه خسارات
/ē jekt´mǝnt, i-/n.
● برون افکنی، برون ریزی، فوران، پرتابش
● بیرون کردن، اخراج
● (حقوق) دعوی استرداد، جلوگیری از تصرف عدوانی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن