electrolytically
UKilektrəlitikɑːliː
معنی فارسی
مربوط به افسادياتحليل الکتريکي ،
تجزيه شده ياتحليل رفته بقوه
مربوط به افسادياتحليل الکتريکي ،
تجزيه شده ياتحليل رفته بقوه
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن