elevaling معنی فارسی ترفيع واژههای دیگر با معنی «ترفيع» promotion ترفيع، بالابري، جلو اندازي exaltation ترفيع، تجليل، بلندي preferment ترفيع، بالابري، ترقي ennoblement ترفيع، بلندي، بزرگي pawn promotion ترفيع پياده شطرنج underpromote ترفيع پياده به غير وزير (شطرنج) upgrade بهبود امکانات، ترفيع. exalt بلندکردن، ترفيع دادن، عالي کردن promotive بالابرنده، ترفيع دهنده، ترقي دهنده basic date تاريخ شروع خدمت در هر درجه، تاريخ ترفيع