دیکشنری فارسی

embank

معنی فارسی

خاکريزي کردن باخاک ياسنگ محصورکردن

معنی کامل و مثال‌ها

/em baŋk´, im-/vt.

● (معماری و مهندسی - با دیواره‌ای از خاک و غیره سد کردن یا حفاظت کردن) خاکریزی کردن، سنگچین کردن، حفاظ خاکی ساختن، دیواره ساختن

ریشه و کاربرد

ریشه

From Middle French 'embarquer', from 'em-' + 'barque', 'small ship'.

مثال

  • They embark on a new project.
  • We will embark on our journey at dawn.
  • She is about to embark on a diplomatic career.

ترکیب‌های رایج

Embark on a journey Embark on a project Embark on an adventure

تعریف انگلیسی

verb
  1. enclose with banks, as for support or protection “The river was embanked with a dyke” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «خاکريزي کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن