دیکشنری فارسی

emblazonry

معنی فارسی

نشان خانوادگي زره پرچم شرح دادن جلوه دادن

معنی کامل و مثال‌ها

/-rē/n., pl.

آذین های وابسته به نشان‌های نجابت خانوادگی

تزیینات رنگارنگ و درخشان

مترادف‌ها

noun
1. Heraldry, blazonry.
2. Heraldic ornaments.

واژه‌های دیگر با معنی «نشان خانوادگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن