emblazonry
معنی فارسی
نشان خانوادگي زره پرچم شرح دادن جلوه دادن
معنی کامل و مثالها
/-rē/n., pl.
● آذین های وابسته به نشانهای نجابت خانوادگی
● تزیینات رنگارنگ و درخشان
مترادفها
noun
1. Heraldry, blazonry.
2. Heraldic ornaments.
نشان خانوادگي زره پرچم شرح دادن جلوه دادن
/-rē/n., pl.
● آذین های وابسته به نشانهای نجابت خانوادگی
● تزیینات رنگارنگ و درخشان
noun
1. Heraldry, blazonry.
2. Heraldic ornaments.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن