emigre
US'eməg'reı
معنی فارسی
بيگانه خارجي غريب اجنبي مخالف مغاير ناسازگار غريبه
بيگانه خارجي غريب اجنبي مخالف مغاير ناسازگار غريبه
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن