دیکشنری فارسی

foreigner

UKfɔrənər US'fɔ:rənə

معنی فارسی

بيگانه ، اجنبي ، شخص بيگانه يا خارجي ،

کشتي بيگانه

معنی کامل و مثال‌ها

/fôr´in ǝr, fär´-/n.

(شخص)

خارجی، بیگانه، اجنبی

there are many foreigners in New York

در نیویورک خارجی زیاد است.

غریبه، نامحرم، نابومی، ناآشنا

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person who comes from a foreign country; someone who does not owe allegiance to your country
  2. someone who is excluded from or is not a member of a group

مترادف‌ها

noun
Alien, stranger.

واژه‌های دیگر با معنی «بيگانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن