employe
معنی فارسی
خدمتگزار مستخدم کارمند کارگر کارکن
مترادفها
noun
[Fr.] Agent, clerk, servant, hand, employee.
خدمتگزار مستخدم کارمند کارگر کارکن
noun
[Fr.] Agent, clerk, servant, hand, employee.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن