emulative UKemjulətiv معنی فارسی هم چشمي کننده رقابت اميز واژههای دیگر با معنی «هم چشمي کننده» emulous هم چشمي کننده، رشک برنده، غبطه خورنده emulator هم چشمي کننده، رقيب vier رقيب، هم چشمي کننده . rival رقيب، حريف، هم چشم sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي