emulsive UKimʌlsiv معنی فارسی شيره اي مانندشير واژههای دیگر با معنی «شيره اي» junkie شيره اي، استعمال کننده ء هروئين و مواد مخدره . syrupy شيره اي، مانند شربت يا شيره emulsified شيره اي کردن، تبديل شکل دادن وقابل جذب کردن (چربي) emulsifies شيره اي کردن، تبديل شکل دادن وقابل جذب کردن (چربي) emulsify شيره اي کردن، تبديل شکل دادن وقابل جذب کردن (چربي) sappier شيره دار، شيره اي، مغزدار sappiest شيره دار، شيره اي، مغزدار sappy شيره دار، شيره اي، مغزدار butterscotch تافي، شکلات شکر زرد وعصاره ذرت.، مزه ي اين آب نبات extractive کشيده شدني، کشيدني، گرفتني