enactment of law معنی فارسی وضع قانون واژههای دیگر با معنی «وضع قانون» make law وضع قانون، قانونگذاري legislation وضع قانون، قانون enaction وضع (قانون)، برقراري، تاسيس enactment وضع (قانون)، برقراري، تاسيس legislate قانون وضع کردن lawmaker واضع قانون، قانون وضع کن، قانون ساز lawmaking واضع قانون، قانون وضع کن، قانون ساز L- پيشوند شيميائي که ماده اي را که از لحاظ شکل و ترکيب، با ماده استاندارد ((ال گليسر آلدئيد)) ( L- glyceraldehyde)، مطابق است مشخص ميکند بعبارت ديگر موادي را که postliminum درگاه، قسمت پشت در، قانون بازگشت حقوق يا قانون استعاده enacment وضع . حکم، قانون، تاسيس