postliminum معنی فارسی درگاه ، قسمت پشت در قانون بازگشت حقوق يا قانون استعاده حقوق يا اعاده وضع حقوقي سابق واژههای دیگر با معنی «درگاه» doorsill درگاه، آستانه، چوب يا آجر زير در COM port [درگاه COM]، يک درگاه ارتباطي در کامپيوتر شخصي که مودم به آن متصل ميشود. embrasure پخ درگاه، پشت درفارسي، مزغل door-step پله درگاه، پله Freeport درگاه آزاد miniport درگاه کوچک mudsill درگاه همکف supply port درگاه تامين، درگاه تدارکاتي. memory port درگاه حافظه parallel port درگاه موازي