enactor معنی فارسی واضع برقرارکننده مقر ردارنده نمايش دهنده واژههای دیگر با معنی «واضع» lawmaker واضع قانون، قانون وضع کن، قانون ساز lawmaking واضع قانون، قانون وضع کن، قانون ساز legislator مقنن، واضع قانون، آيين ساز شارع lawgiver قانون گذار، آيين نامه، شارع