enbombing معنی فارسی (زير) خاک کردن قبرکردن دفن کردن قبربودن ياشدن براي واژههای دیگر با معنی «(زير) خاک کردن» entomb (زير) خاک کردن، قبرکردن، دفن کردن inhume در خاک نهادن، در خاک سپردن، زير خاک کردن intomb قبر کردن، دفن کردن، قبر بودن يا شدن براي M. مخفف کلمات زير است:، ميکروکوکوس، تيره اي از ميکربهاي خانواده ميکرو landfill دفن زباله و آشغال در زير خاک، محل خاک کردن زباله، آشغال دفن شده