encage
معنی فارسی
درقفس نهادن
معنی کامل و مثالها
/en kāj´/vt.
● در قفس کردن، در قفس زندانی کردن
مترادفها
verb active
[Written also Incage.] Confine, coop, coop up.
درقفس نهادن
/en kāj´/vt.
● در قفس کردن، در قفس زندانی کردن
verb active
[Written also Incage.] Confine, coop, coop up.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن