encourager معنی فارسی تشويق کننده مشوق پرورنده مترادفها noun Favorer, promoter, supporter, patron. واژههای دیگر با معنی «تشويق کننده» encouraging تشويق کننده، اميدبخش، داراي استعدادترقي protreptic موعظه اميز، تشويق کننده، نصيحت. inspiriting روح بخش، تشويق کننده promoter پيش برنده، ترقي دهنده، ترويج کننده