دیکشنری فارسی

promoter

UKprəmoutər USprə'məutə

معنی فارسی

پيش برنده ترقي دهنده ترويج کننده تشويق کننده موسس بنيادگذار

معنی کامل و مثال‌ها

/prō mōt´ǝr/n.

شناسانگر، رواجگر، رواج دهنده، مروج، ترویج دهنده

(مسابقه‌ی ورزشی یا امور بازرگانی) بانی، برگزار کننده

هوادار، طرفدار

(شیمی) تشدید کننده‌ی عمل کاتالیزور، فروکافت شتاب

ریشه و کاربرد

ریشه

From Latin 'promotor', from 'promovere' meaning 'to move forward'.

مثال

  • He is a well-known concert promoter.
  • The promoter failed to sell enough tickets for the event.
  • The promoter was responsible for the successful campaign.

ترکیب‌های رایج

Concert promoter Event promoter Promoter responsibility

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who is an active supporter and advocate
  2. a sponsor who books and stages public entertainments

واژه‌های دیگر با معنی «پيش برنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن