promotor معنی فارسی پيش برنده ترقي دهنده واژههای دیگر با معنی «پيش برنده» promoter پيش برنده، ترقي دهنده، ترويج کننده hybrid propulation نيروي پيش برنده مختلط variable-area nozzle نازل پيش برنده اي که مساحت سطح مقطع آن، براي سازگار شدن با تغيير سرعت و کارکرد، سيستم پس سوز يا تغيير فشار اتمسفر يا driving راننده، پيش برنده، محرک impellor وادار کننده، پيش برنده، تشجيح کننده . achiever انجام دهنده، از پيش برنده projectile پرتابي، پرتاب کننده، پيش برنده propulsive جلو برنده، پيش راننده، راننده سوي جلو foretooth برنده، وابسته به دندان پيش incisor tooth برنده، وابسته به دندان پيش