enow
معنی فارسی
کافي بس باندازه بسنده انقدرکه بايد مقدارکافي
معنی کامل و مثالها
/ē nou´, i-; nō´/adj., n., adv.
● (قدیمی) بسنده، کافی
کافي بس باندازه بسنده انقدرکه بايد مقدارکافي
/ē nou´, i-; nō´/adj., n., adv.
● (قدیمی) بسنده، کافی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن