enravish
معنی فارسی
بوجداوردن ازخودبيخودکردن درحال جذبه انداختن
مترادفها
verb active
Enchant. See enrapture.
بوجداوردن ازخودبيخودکردن درحال جذبه انداختن
verb active
Enchant. See enrapture.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن