enroute USen'ru:t معنی فارسی در راه واژههای دیگر با معنی «در راه» en route در راه goods afloat کالاي در راه noctambulant در خواب راه رو، شبرو noctambulation راه رفتن در خواب، خواب (مخصوصا خواب هيپنويتزم)، شبگردي. delay en route تاخير در حين راه، تاخير در حين حرکت در مسير somnambulation راه رفتن در خواب، خواب گردي. waggon (در راه آهن) واگن، ارابه، بارکش single track در راه اهن :تک خط stopover در وسط راه ايستادن، توقفگاه بين راه . half-way (واقع در) نيمه راه