enteric ferver معنی فارسی حصبه واژههای دیگر با معنی «حصبه» petechiae حصبه، دانه حصبه، لکه خون مردگي purpura حصبه عام، داءالفرفير، فرفير purples حصبه عام، داءالفرفير rock fever حصبه جبل الطارق purpuric وابسته به حصبه عام فرفيري paratyphoid مطبقه مانند، شبيه مطبقه يا حصبه gastric fever تب معده اي ياروده اي، حماي معده، حصبه typhous (typhus) تيفوس، تيفوسي، حصبه اي. portion بخش، جزء، سرنوشت