entirenss معنی فارسی تماميت تمامي جمع کل مبلغ کل واژههای دیگر با معنی «تماميت» entireties تماميت، تمامي، جمع کلي entirety تماميت، تمامي، جمع کلي throroughness تماميت، تمامي، کمال territorial integrity تماميت ارضي terterritorial integrity تماميت ارضي data integrety تماميت داده ها، صحت، ثبات و کامل بودن داده اي که توسط plenitude پري، تماميت، کمال integeration يکپارچگي، تماميت، همبستگي perfectness کمال، تماميت، بي عيبي entireness تمامي، تماميت