epigraphical معنی فارسی کتيبه اي ، سرلوحه اي ، متعلق به کتيبه ياسرلوحه واژههای دیگر با معنی «کتيبه اي» epigraphic کتيبه اي، سرلوحه اي، متعلق به کتيبه ياسرلوحه incriptional نوشته اي، کتيبه اي، خطي inscriptive نوشته اي، کتيبه اي، خطي cornice کتيبه، شادروان، شرفه