equitant معنی فارسی بهم پيچيده معنی کامل و مثالها /ek´wi tǝnt/adj.● (گیاه شناسی) همسوار، سوار بر هم واژههای دیگر با معنی «بهم پيچيده» interlaced بهم پيچيده، درهم بافته، مشبک convolute بهم پيچيده، طوماري، حلقه twisted pair cable کابل زوج بهم پيچيده cursive پيوسته، روان، بهم پيچيده