cursive
UKkəːsiv
معنی فارسی
پيوسته روان بهم پيچيده خط شکسته
معنی کامل و مثالها
/ku_r´siv/adj., n.
● (خط انگلیسی)
● سرهم، شکسته
your cursive handwriting is hard to read, please print!
خط سرهم شما خوانا نیست لطفا با حروف بزرگ بنویسید!
● حروف سرهم، واتهای شکسته
● متنی که با حروف شکسته نوشته شده است
● (چاپ) حروف شکسته
printed in cursive
چاپ شده با حروف شکسته