erfuge معنی فارسی پناه ، پناه گاه ، پناهگاه روي زميني در وسط خيابان واژههای دیگر با معنی «پناه» shelter پناه، حفاظ، پناهگاه lee side پناه guardless بي پناه، بي ضامن، بي گيره defenceless بي پناه، بي پشتيبان، بيچاره shelterless بي پناه، بي حفاظ، بي پشتيبان fenceless بي پناه، بي حفاظ، بي حصار roofless بي پناه، بي سقف، بي پوشش bracer مچ پناه، حائل مچ، بند harbourless بي پناه، بي بندرگاه guard rail جان پناه، نرده هائيکه در دو طرف پل جهت، عابرين ساخته ميشود