even-handed معنی فارسی منصف بيطرف منصفانه واژههای دیگر با معنی «منصف» fair-minded منصف، بي طرف، بي تعصب author (.n): منصف، مولف، نويسنده bisector دونيم کننده، منصف unprejudiced بي تعصب، منصف bisectrix ناصف، منصف bona fide purchaser خريدار با حسن نيت، خريدار منصف equitable منصفانه، عادلانه، منصف inequitable غير منصفانه، غير عادلانه، غير منصف impartial بيطرف، بيغرض، راست بين uninvolved بيطرف، بيغرض، راست بين