دیکشنری فارسی

unprejudiced

UKʌnpredʒudist

معنی فارسی

بي تعصب منصف

معنی کامل و مثال‌ها

/-prej´ǝ dist/adj.

بدون پیش داوری، بی غرض، عاری از تعصب نژادی (و غیره)

بی آسیب، صدمه ندیده

مترادف‌ها

adjective
Unbiassed, unprepossessed, unwarped, impartial, fair.

واژه‌های دیگر با معنی «بي تعصب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن