دیکشنری فارسی

everybody

UKevribɔdiː US'evrı'bɔdı

معنی فارسی

هرکس همه (کس)

معنی کامل و مثال‌ها

/ev´rē bäd´ē, -bud´ē,-bǝdē/pron.

همه کس، هر کس، هر کسی، هر شخص، همه

everybody must do what his conscience dictates

هر کس باید طبق ندای وجدان خود عمل کند.

he believes that everybody is motivated by self-interest

او معتقد است که علایق فردی به همه انگیزه می‌دهد.

David could remember everybody's name

دیوید اسم همه را یادش بود!

the Monguls killed everybody

مغول‌ها همه را کشتند.

everybody will be there

همه آنجا خواهند بود.

واژه‌های دیگر با معنی «هرکس»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن