everyone
UKevriwʌnz
US'evrı'wʌn
معنی فارسی
همه (کس) هرکس
معنی کامل و مثالها
/ev´rē wun´, -wǝn/pron.
● همه کس، همه
everyone is aware of this
همه به این موضوع آگاهند.
when she entered, everyone got up
وقتی وارد شد همه بلند شدند.
everyone to whom much is given, of him will much be required
هرکه بامش بیش برفش بیشتر (آنانکه از نعمتهای بیشتری برخوردارند باید سخاوت بیشتری داشته باشند)