دیکشنری فارسی

evidenced

UKevidənst US'evıdənst

معنی فارسی

مدرک ملاک دليل نشاني گواهي شهادت وضوح گواه

تعریف انگلیسی

adjective
  1. supported by evidence “their evidenced friendliness to the US”

واژه‌های دیگر با معنی «مدرک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن