evil-doer معنی فارسی بدکار بدکردار شرير واژههای دیگر با معنی «بدکار» malefactor بدکار، توبه کار، جاني malfeasant بدکار، غلط کار evildoer بدکار. ducking-stool کرسي اي که زنان بدکار رابدان بسته ودراب پرت، کرده غوطه ميدادند felo de se (انگليس) انتحار کننده، بدکار، خودکشي. misusage سوء استعمال، بدکار بردن.، بدرفتاري thersites سرباز ارغه، سرباز بدکار flagitious تبه کار، شرير، بدکار nefarious شرير، نابکار، بدکار evil بد، زيان اور، مضر