excretive معنی فارسی دفع کننده ترشحي تراوشي مترادفها adjective Excretory. واژههای دیگر با معنی «دفع کننده» excretory دفع کننده، ترشحي، رگ يامجراي دفع کننده expulsive دافع، دفع کننده، راننده procrastinator مسامحه کننده، دفع الوقت کننده emunctory مربوط به بيني پاک کردن، دفع کننده فضولات بدن، جهازدافع ياترشح