excuss معنی فارسی ضبط کردن واژههای دیگر با معنی «ضبط کردن» confiscate ضبط کردن، توقيف کردن، مصادره کردن escheat ضبط کردن، توقيف کردن (مال بي وارث) prerecord قبلا ضبط کردن، قبلا ثبت کردن. tape record روي نوار ضبط صوت صدا را ضبط کردن. videotape نوار ويديو، ضبط کردن wiretap ضبط و کنترل سري مکالمات، (با دستگاه ضبط صوت)استراق سمع کردن. recaption توقيف مجدد، مقابله به مثل کردن در مورد ضبط اموال يا، زنداني کردن زن و فرزند و خدمه شخص seize ربودن، قاپيدن، ضبط کردن impound در محوطه نگاه داشتن، توقيف کردن، ضبط کردن impoundment در محوطه نگاه داشتن، توقيف کردن، ضبط کردن